دانست و بيش از شش قرن بر آموزش علمي اثر گذاشت‌. كتاب بزرگ ابن هيثم و آثار ديگرش‌ شامل بحث از موضوعاتي از قبيل ساختمان چشم‌، خطاي باصره‌، مناظر و مرايا، ديد دوچشمي‌، روٴيت خطوط، سايه‌ها و رنگ‌ها، بحث انعكاس و انكسار نور در قديم و پيش‌رفت‌هاي تازه‌ٴ آنها، انكسار جوي‌، طول پديده‌ٴ شفق و ارتفاع جو، بزرگ شدن ظاهري قرص‌ ماه در كناره‌ٴ افق‌، تاريك‌خانه‌، مسئله‌ٴ ابن هيثم (مقدمه‌، ج 1، ص 704)، سراب‌، ستاره‌ٴ دنباله‌دار، راه شيري‌، رنگين‌كمان‌، هاله و غيره‌؛ يعني بحث‌هايي كه امروز دست كم در هفت مقوله‌ٴ مختلف‌ دسته‌بندي مي‌شوند: كالبدشناسي‌، فيزيولوژي‌، روان‌شناسي‌، رياضيات‌، نجوم‌، فيزيك‌، هواشناسي‌. شرح‌هاي يهودي‌، مسيحي و اسلامي كتاب‌المناظر بحث در همه‌ٴ اين رشته‌ها را افزايش داد و مفسران بنابر گرايش‌هايشان كم و بيش در هر يك از اين موضوعات به بحث پرداختند.
موضوعي كه در آنان علاقه‌ٴ خاصي را برانگيخت‌، رنگين‌كمان بود و اين طبيعي است‌، چون‌ يكي از زيباترين و در عين حال شايع‌ترين پديده‌ها در همه جاست‌. در سفر پيدايش (باب نهم‌، آيات 14 ـ 17) اين كمان (قِشِـث‌) به‌صورت پيمان جاوداني ميان خداوند و همه‌ٴ جانداران‌ توصيف شده است و در صحيفه‌ٴ حزقيال (باب 1، آيه‌ٴ 28) اين پديده نشانه‌ٴ جلال خداوند است‌. بنابراين‌، بحث در رنگين كمان از ضرورت‌هاي تحقيق در تورات بود و هيچ هواشناس‌، اخترگو و فيزيك‌داني نمي‌توانست از آن چشم بپوشد. اگر تنها از رويدادهاي سده‌ٴ چهاردهم سخن به ميان‌ بياوريم‌، شرح كائنات جو ارسطو را، كه قديس توماي آكويني آغاز كرده بود، دومينيكي ديگري‌ (ژان پاريسي‌؟) ادامه داد و در آن‌، رساله‌اي در باب رنگين كمان گنجانيد. برجسته‌ترين نورشناس‌ در باختر، دومينيكي ديگري بود به نام ديتريش فرايبرگي‌. او رنگين كمان را با فرض دو شكست‌ و يك بازتاب در قطره‌هاي كروي آن تبيين كرد، نظريه‌اي كه رگيومونتان آن را به آيندگان انتقال داد و معتبر بود تا وقتي كه قانون شكست نور اسنل و دكارت (1618 ـ 1637) در آن اصلاحات‌ كوچكي پديد آورد. همين نظريه را تقريباً در همين زمان قطب‌الدين شيرازي (سيزدهم ـ 2) و كمال‌الدين فارسي اظهار كردند. قطب‌الدين احتمالاً از لحاظ زماني نخستين كسي بود كه آن را تبيين كرد، ولي ديتريش مستقل از او، آن را كشف كرد. با توجه به كند بودن امر ارتباط در زمان‌ آنان و فاصله‌ٴ عظيمي كه در ميانشان بود (قطب‌الدين ايراني بود و هرگز فراتر از مصر پا ننهاد؛ ديتريش در فرانسه وآلمان مي‌زيست‌)، كشف آنان عملاً همزمان بوده است و در اينجا ما با يكي‌